فصل ۱۳ — نشانههای هدایت الهی
GSAM 198.1«آیا خدا عزیمت کرد که برود وقومی برای خود از میان قوم دیگر بگیرد باتجربهها و آیات و معجزات و جنگ و دست قوی و بازوی دراز شده و ترسهای عظیم، موافق هرآنچه یهوه خدای شما برای شما در مصر درنظر شما بعمل آورد؟ این برتو ظاهر شد تابدانی که یهوه خداست و غیر از او دیگری نیست.»1
GSAM 198.2بدینگونه خداوند عمل کرد تا قومی را از میان یک ملت بتپرست بیرون آورد، تا ایشان را به مکانی رهنمون شود که بتواند شریعت خویش را بر ایشان بخواند و آن را حکاکیشده بر لوحههای سنگی به ایشان بسپارد. این معجزهها برای ارضای کنجکاوی آنها انجام نشد، بلکه برای آن بود که آنها با یقین بدانند که کسی که «کارهای عظیم در مصر کرده بود. و اعمال عجیبه را در زمین حام و کارهای ترسناک را در بحر قلزم»،2 و از میان آتش و دود قله سوزان سینا با آنها سخن گفته بود، کسی جز خدای زنده و حقیقی، آفریننده همه چیز، نبود.
GSAM 198ندا به موسی از میان بوتهٔ سوزان
GSAM 198.3خود موسی نمیتوانست با گفتن این که «هنگامی که در بیابان به چوپانی گله مشغول بودم، به حال شما در اسارتتان دلسوز شدم و اکنون آمدهام تا شما را از مصر بیرون ببرم، همانطور که پیش از فرار به سرزمین مدین، هنگام کشتن مصری کوشیدم این کار را انجام دهم.»، بنیاسرائیل را به ترک مصر وادار سازد.
GSAM 199.1نیاز به بوتهٔ سوزانی بود که سوخته نمیشد و آوای شنیداری که از میان شعلهها برمیخاست تا حتی موسی را نیز قانع کند که او کسی است که باید «برود و مردم را از مصر بیرون ببرد.» او به این ترتیب شگفتانگیز مأموریت خود، یعنی دعوت والا و مقدسش را دریافت کرد؛ وحیای که بلافاصله توجه برادرانش را جلب میکرد و ذهن آنها را برای آنچه در پی میآمد آماده میساخت و بدینسان آنها را به پذیرش موسی، به عنوان رهبرشان تحت فرمان خدا، هدایت میکرد.
GSAM 199.2اگر زمانی از زمان رستاخیز نجاتدهنده وجود داشته باشد که در آن پیروان غمگین و ناامید او به حضور و سخنان دلگرمکنندهاش نیازمند تسلی یافتن بودهاند، آن زمان بود که برخی از مؤمنان غمگین و آزاردیده پس از «فریاد نیمهشب» سال ۱۸۴۴ با ایمانی استوار پایمردی میکردند؛ و اگر خدا در رحمت خود هرگز مستقیماً با جانهای اندوهگین سخن گفت، به نظر میرسد که قطعاً در چنین زمانی و با چنین مردمی این کار را انجام میداد.
GSAM 199حضور پروردگار وعده داده شده
GSAM 199.3او که در روشها و ابزارهای کار کردن محدود نیست، و عطایای روحالقدس را در کلیسای خود «چون او به اعلی علیین صعود نمود» قرار داد،3 وعده داد که در موعظهٔ انجیل با پیروانش همراه باشد، «حتی تا به آخر جهان.»
GSAM 199.4در تمام این مدت، خداوند آماده بوده است تا قدرت و عطایای خود را به کسانی که کاملاً او را جویا شدهاند، نشان دهد. آیا او هنگام سپردن مأموریت انجیل نگفت: «این آیات همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من دیوها را بیرون کنند و به زبانهای تازه حرف زنند و مارها را بردارند و اگر زهر قاتلی بخورندضرری بدیشان نرساند و هرگاه دستها بر مریضان گذارند شفا خواهند یافت»؟4
GSAM 199عطایای روحالقدس در دوران اصلاحات مذهبی
GSAM 199.5در جریان اصلاحات مذهبی قرن شانزدهم و در دورههای پس از آن، نمایشهای شگفتانگیزی از قدرت خداوند و تجلیات عطای نبوت دیده شد. دوبینی از نبوات جان هوس سخن میگوید. چارلز باک در کتاب Religious Anecdotes خود از نبوت جورج ویشارت در سال ۱۵۴۶ میگوید. جان وسلی در آثارش از نبوات جاناتان پیره و تحقق آنها سخن میگوید. کشیش ج. ب. فینلی در خودزندگینامهاش از رؤیای شگفتانگیز و شفای خویش در تابستان ۱۸۴۲ میگوید. مجله Christian Advocate (متدیست) گزارشی جالب از یک رؤیای شگفتانگیز و پیامدهای آن را منتشر کرد که در دوران خدمت دکتر باند از آن کلیسا به او داده شده بود. این نشانههایی بود برای کسانی که با تواضع در جستجوی خداوند بودند، مبنی بر اینکه او تغییر نکرده و هنوز هم از طریق موهبت نبوت با قوم خود سخن خواهد گفت.
GSAM 200کلیسای باقیمانده صاحب روح نبوت خواهد بود
GSAM 200.1در کتاب مقدس بیانات واضح و مشخصی وجود دارد که خداوند به طور ویژه عطایای روح خود، و به ویژه عطای نبوت را، در میان مردمی که در انتظار آمدنش هستند، آشکار خواهد ساخت. اولین آیهای که به آن توجه میکنیم در نامه به قرنتیان یافت میشود و چنین است: «خدای خود را پیوسته شکر میکنم درباره شما برای آن فیض خدا که در مسیح عیسی به شما عطا شده است، زیرا شما از هرچیز دروی دولتمند شدهاید، در هر کلام و در هرمعرفت. چنانکه شهادت مسیح در شما استوارگردید، بحدی که در هیچ بخشش ناقص نیستیدو منتظر مکاشفه خداوند ما عیسی مسیح میباشید. که او نیز شما را تا آخر استوار خواهدفرمود تا در روز خداوند ما عیسی مسیح بیملامت باشید.»5
GSAM 200.2در مکاشفه درباره «باقیمانده»—کلیسای انجیل در آخرالزمان—می خوانیم: «اژدها بر زن [کلیسا] غضب نموده، رفت تا باباقی ماندگان ذریت او که احکام خدا را حفظمی کنند و شهادت عیسی را نگاه میدارند، جنگ کند.»6 ما میپرسیم «شهادت عیسی» چیست که کلیسای آخر باید داشته باشد و که در تأیید آن راه را برای ظهور همهٔ عطایای روحالقدس آماده میسازد؟ به این پرسش در شهادت فرشته به یوحنا در جزیرهٔ پاتموس پاسخ مییابیم: «نزد پایهایش افتادم تا او را سجده کنم. اوبه من گفت: “زنهار چنین نکنی زیرا که من با توهمخدمت هستم و با برادرانت که شهادت عیسی را دارند. خدا را سجده کن زیرا که شهادت عیسی روح نبوت است.”»7
GSAM 201.1این تعریف که از فرشته نقل شده است نشان میدهد که «روح نبوت» است که در کلیسایی که در انتظار مسیح است تجلی یافته و راه را برای همهٔ عطایا هموار میسازد، و جنگ بر ضد کلیسای «باقیمانده» به خاطر داشتن آن عطا در میانشان برپا شده است.
GSAM 201شهادت پولس دربارۀ عطایا
GSAM 201.2نامه پولس به تسالونیکیان نشان میدهد که روز خداوند—روز نهایی داوری اجرایی—بر تودهها «چون دزد در شب» خواهد آمد؛ اما بر فرزندان وفادار خداوند چنین نخواهد افتاد زیرا آنان «پسران نور و پسران روز» هستند. در میان اندرزهایش به آن قوم هوشیار میگوید: «روح را اطفامکنید. نبوتها را خوار مشمارید. همهچیزرا تحقیق کنید، و به آنچه نیکو است متمسک باشید.»8
GSAM 201.3در مورد واژه یونانی propheteias که در اینجا «نبوتها» ترجمه شده است، گرینفیلد در لغتنامه یونانی خود میگوید: «بهکارگیری موهبت نبوت، در این معنا، اول تسالونیکیان ۵:۲۰.» لغاتنامههای پارکهرست، رابینسون و لیدل و اسکات نیز با این نظر موافقاند. بنابراین، این گواهی روشنی است بر اینکه موهبت حقیقی نبوت با کلیسایی که در انتظار آمدن دوبارهٔ مسیح است، خواهد بود. این تذکر نه برای تحقیر موهبت، بلکه برای آزمودن آن است؛ و پس از یافتن جلوهٔ نیک، باید به آن «چنگ زد».9
GSAM 201تحقق وعده
GSAM 201.4ما پیش از این اشاره کردهایم که چگونه خداوند در هنگام اعلام پیامهای فرشتگان اول و دوم، موهبت نبوت را آشکار ساخت. این هدیه از زمان پایان دو هزار و سیصد روز به طور کاملتری توسعه یافته است. خداوند برای این منظور وسیلهٔ خود را برگزید و کسی را بهعنوان واسطهٔ خود انتخاب کرد که نه تنها همه چیز را برای او فدا کرده بود، بلکه زندگیاش نیز در ترازو میلرزید، «ضعیفترینِ ضعیفان».10 در عرض دو ماه پس از گذشت آن زمان، دوشیزه الن جی. هارمون از پورتلند، ایالت مین، که آن زمان تنها حدود هفده سال داشت، شروع به دریافت مکاشفات از خداوند کرد.
GSAM 202.1از آنجا که فرصت گفتگو با ساکنان پورتلند در زمان رؤیای اول را داشتم و همچنین با خانم هینز، که در منزل او دوشیزه هارمون اولین رؤیای خود را دید، آشنا بودم، حقایق را چنانکه آن افراد به من گفتهاند، بازگو خواهم کرد.
GSAM 202.2دوشیزه هارمون در آن زمان در وضعیت بسیار بحرانی سلامتی به سر میبرد. برای چندین هفته به سختی میتوانست صدایی بالاتر از نجوا از خود بیرون آورد. یک پزشک تشخیص داده بود که مشکل او بیماری تحلیلبرنده همراه با استسقا است. او گفته بود که ریه راست او پوسیده و ریه چپش به شدت بیمار است و قلبش نیز درگیر شده است. او گفته بود که فکر نمیکند او بتواند بیش از مدت بسیار کوتاهی زنده بماند و در هر لحظه ممکن است جان خود را از دست بدهد. او هنگام دراز کشیدن با دشواری نفس میکشید. شبها تنها با تکیه دادن به بالشها و قرار گرفتن در وضعیتی تقریباً نشسته میتوانست استراحت کند. حملات مکرر سرفه و خونریزی از ریهها نیروی جسمانی او را بهشدت کاهش داده بود.
GSAM 202اولین رؤیای دوشیزه هارمون
GSAM 202.3در زمانی که اولین رؤیایش را تجربه کرد، در خانه خانم هینز اقامت داشت. صبح بود و آنها مشغول عبادت خانوادگی بودند. پنج نفر حضور داشتند که همگی خواهرانی در ایمان بودند. دیگران دعا کرده بودند و دوشیزه هارمون در حال نجوا دعا میکرد که ناگهان قدرت خدا به طرزی شگفتانگیز نازل شد و آشکارا بر همه حاضران تأثیر گذاشت و در لحظهای او از همه آنچه در اطرافش میگذشت بیخبر شد—او در رؤیا بود.
GSAM 202.4در جلسه بعدی، آنچه به او نشان داده شده بود را برای مؤمنان در پورتلند بازگو کرد. آنها کاملاً اطمینان داشتند که این از جانب خداوند است. در آن زمان حدود شصت نفر در پورتلند آن را به عنوان کار خداوند تأیید کردند. قدرتی همراه با آن رؤیا و نیز هنگام نقل آن وجود داشت که تنها میتوانست از جانب الهی باشد. احساسی ژرف از دغدغههای ابدی همواره بر او مستولی بود و به نظر میرسید که از این که فردی به آن جوانی و ضعف او به عنوان ابزاری برگزیده شده باشد تا خداوند از طریق او نور را به قوم خود برساند، سرشار از هیبتی بیانناپذیر است. او اظهار داشت که در آن رؤیا گویی در محافل باشکوه آسمان، جایی که همه چیز سرشار از شادی و آرامش است، توسط فرشتگان نورانی احاطه شده بود، و بیدار شدن به واقعیتهای ناامیدکننده این زندگی فانی، تغییری غمانگیز بود.
GSAM 203خلاصهٔ اولین رؤیا
GSAM 203.1خلاصهٔ کوتاه زیر از اولین رؤیای او، که به مؤمنان در پورتلند بازگو کرد، تصویری کلی از ماهیت همهٔ آنها ارائه میدهد:—
GSAM 203.2«در حالی که دعا میکردم، قدرت خدا بر من نازل گردید بطوری که هیچ وقت تا آن لحظه آنرا احساس نکرده بودم. نوری مرا احاطه کرده بود و از زمین بالاتر و بالاتر میرفتم. برگشتم تا به امت منتظر در جهان نظری بیفکنم ولی نتوانستم آنانرا پیدا کنم و آنگاه صدایی بمن گفت: دوباره نکاه کن و کمی فراتر نگاه کن. در این زمان چشمانم را باز کردم و راه صاف و باریکی دیدم که در ارتفاعی بسیار بالا بر فراز جهان قرار داشت. روی این راه، مردم ظهور به سوی شهری که در انتهای راه قرار داشت، در حرکت بودند. در آغاز راه، پشت سر آنها چراغی فروزان برپا بود که فرشتهای به من گفت “فریاد نیمهشب” است. این نور در طول مسیر میدرخشید و برای پاهایشان روشنایی میافکند تا مبادا بلغزند. و اگر چشمان خود را بر عیسی، که درست در پیش رویشان بود و آنها را به سوی شهر میبرد، ثابت نگه میداشتند، در امان بودند. اما به زودی برخی خسته شدند؛ آنها گفتند که راه خیلی دور است و انتظار داشتند که زود وارد شوند. آنگاه عیسی دست راست پر جلال خویش را بلند کرد تا آنانرا تشویق و به پیش ببرد و از بازوی او نوری درخشان ساطع میشد که بر قوم ظهور میتابید، و آنها فریاد میزدند: هللویا! دیگران بی پروا نور پشت سر خود را انکار کردند و گفتند که این خدا نبود که آنان را تا این دورها برده است. نور پشت سر اینان خاموش شد و آنان در تاریکی مطلق رها شدند، و آنها لغزش خوردند و نگاهشان از هدف منحرف شد و عیسی را از نظر از دست دادند و از مسیر خارج شده و به دنیای تاریک و شریر زیر پایشان سقوط کردند. بزودی صدای خداوند را شنیدم همچون صدای آبهای فراوان که بما روز و ساعت آمدن عیسی را داد. قدیسان زنده آن صدا را شناختند و درک کردند در حالیکه بدکاران خیال کردند که آن رعد و برق و زلزله بود. وقتی خداوند از زمان سخن گفت، روح القدس را بر ما جاری ساخت و چره هایمان با جلال خدا شروع به درخشیدن کرد، همچون موسی، هنگامیکه از کوه سینا پائین آمد.»11
GSAM 204توضیحی از وضعیت خانم وایت در هنگام رؤیا
GSAM 204.1پیش از آنکه روایت هیجانانگیز این جلوه شگفتانگیز روحالقدس را بیشتر دنبال کنیم، برخی حقایق مربوط به رؤیاها را بیان میکنم. اولین بار که خانم ای. جی. وایت (که پیشتر دوشیزه هارمون نام داشت) را دیدم، در اکتبر ۱۸۵۲ بود. در آن روز او را در رؤیایی دیدم که بیش از یک ساعت طول کشید. از آن زمان تاکنون این سعادت را داشتهام که او را در رؤیاهایی حدود پنجاه بار ببینم. من در حالی که پزشکان او را در این وضعیت معاینه میکردند، حضور داشتهام و خوشحالم که شهادت میدهم آنچه را دیدهام و میدانم. امیدوارم روایت حقایق این ماجرا بهخاطر گمانهزنیهای بیاساس کسانی که هرگز او را در این حالت ندیدهاند، نادیده گرفته نشود.
GSAM 204.2هنگامی که به حالت رؤیا میرود، سه فریاد مسحورکننده «جلال!» سر میدهد که پژواک مییابند و باز پژواک مییابند؛ فریاد دوم و بهویژه سوم ضعیفتر، اما هیجانانگیزتر از اولی است و صدایش شبیه کسی است که در فاصلهای نسبتاً دور از شما قرار دارد و تازه از شنوایی خارج میشود. برای حدود چهار یا پنج ثانیه به نظر میرسد که مانند فردی بیهوش یا ناتوان به زمین میافتد؛ سپس بلافاصله نیرویی فوقانسانی در او پدید میآید، گاهی یکباره به پاهایش برمیخیزد و در اتاق قدم میزند. حرکات مکرر دستها و بازوها دیده میشود که با چرخش سرش به سمت راست یا چپ اشاره میکنند. تمام این حرکات با ظرافت و زیبایی بسیار انجام میشوند. دست یا بازو در هر وضعیتی که قرار گیرد، هیچکس قادر به حرکت دادن آن نیست. چشمانش همیشه باز است، اما پلک نمیزند؛ سرش بالا است و به سمت بالا نگاه میکند، نه با نگاهی خالی، بلکه با چهرهای خوشایند، که تنها تفاوتش با حالت عادی در این است که به نظر میرسد با دقت به شیئی دور خیره شده است. او نفس نمیکشد، با این حال نبضش به طور منظم میتپد. چهرهاش خوشایند است و رنگ رویش به سرخی حالت طبیعیاش است.
GSAM 205مقایسه با حالت دانیال
GSAM 205.1وضعیت او از نظر تنفس، از دست دادن نیرو، و قوی شدن به محض تماس فرشته خدا با او، کاملاً با توصیفی که پیامبر دانیال از تجربه رؤیایی خود ارائه میدهد مطابقت دارد، هنگامی که میگوید: «من تنها ماندم و آن رویای عظیم را مشاهده مینمودم و قوت در من باقی نماند و خرمی من به پژمردگی مبدل گردید ودیگر هیچ طاقت نداشتم.» «پس چگونه بنده آقایم بتواند با آقایم گفتگو نماید و حال آنکه از آن وقت هیچ قوت درمن برقرار نبوده، بلکه نفس هم در من باقی نمانده است.” پس شبیه انسانی بار دیگر مرا لمس نموده، تقویت داد، و گفت: “ای مرد بسیارمحبوب مترس! سلام بر تو باد و دلیر و قوی باش!” چون این را به من گفت تقویت یافتم و گفتم: “ای آقایم بگو زیرا که مرا قوت دادی.”»12
GSAM 205شهادتنامههای شاهدان عینی
GSAM 205ام. جی. کلوج، دکترای پزشکی
GSAM 205.2در مورد وضعیت خانم وایت در هنگام رؤیا، ذکر چند روایت از شاهدان عینی مناسب به نظر میرسد. روایت اول از دکتر ام. جی. کلوج است که به اولین رؤیا اشاره میکند که در ۲۹ مه ۱۸۵۳ در میشیگان، در جلسهای که در تایرون، شهرستان لیوینگستون برگزار شد، رخ داد. او میگوید:—
GSAM 206.1«خواهر وایت حدود بیست دقیقه یا نیم ساعت در رؤیا بود. وقتی او وارد رؤیا شد، هر کس که حضور داشت گویی قدرت و حضور خدا را احساس میکرد، و برخی از ما واقعاً روح خدا را که به قدرت بر ما نازل شده بود، احساس کردیم. ما صبح سبت حدود ساعت نه در جلسه دعا و شهادت شرکت داشتیم. برادر وایت، پدرم، و خواهر وایت دعا کرده بودند، و من در آن زمان مشغول دعا بودم. هیچ هیجان یا تظاهری در کار نبود. با این حال، ما با جدیت از خدا درخواست کردیم که این جلسه را با حضور خود برکت دهد و کار در میشیگان را نیز برکت بخشد. هنگامی که خواهر وایت آن فریاد پیروزمندانهٔ “جلال! ج-ل-ا-ل! ج-ل-ا-ل!” را سر داد، فریادی که بارها هنگام رفتن به رؤیا شنیدهاید، برادر وایت برخاست و به حضار اطلاع داد که همسرش در رؤیا است. پس از بیان چگونگی رؤیاهای او و اینکه در هنگام رؤیا نفس نمیکشید، از هر کسی که مایل بود دعوت کرد تا جلو بیاید و او را معاینه کند. دکتر دراموند، که هم پزشک و هم واعظ آدونتیست روز اول بود و (پیش از آنکه او را در حالت رؤیا ببیند) رؤیاهایش را از منشأ مسحوری میدانست و ادعا میکرد که میتواند خود او را به رؤیا ببرد، جلو آمد و پس از یک معاینهٔ کامل، بسیار رنگپریده شد و گفت: “او نفس نمیکشد!”
GSAM 206.2«من کاملاً مطمئن هستم که او در آن زمان در حالت رؤیا نفس نمیکشید، و نه در هیچ یک از چندین رؤیای دیگری که در حضور من داشته است. بیرون آمدن از رؤیا به همان اندازه ورود به آن قابل توجه بود. اولین نشانهای که ما داشتیم مبنی بر اینکه رؤیا پایان یافته است، شروع دوباره نفس کشیدن او بود. او اولین نفس خود را عمیق، طولانی و کامل کشید، به گونهای که نشان میداد ریههایش کاملاً خالی از هوا بوده است. پس از کشیدن اولین نفس، چند دقیقه گذشت تا نفس دوم را کشید که ریه را دقیقاً مانند نفس اول پر کرد؛ سپس مکثی دو دقیقهای و دمکشیدن سوم، و پس از آن تنفس به حالت طبیعی بازگشت.» امضا: «دکتر ام. جی. کلوج، بتل کریک، میشیگان، ۲۸ دسامبر ۱۸۹۰.»
GSAM 207اف. سی. کسل
GSAM 207.1ما بیانیه زیر را از فردی که شاهد معاینه پزشکی خانم وایت در حالت رؤیا در استو، ورمونت، در تابستان ۱۸۵۳ بود، ارائه میدهیم. او میگوید:—
GSAM 207.2«یک پزشک حضور داشت و مطابق دانش و فهم خود، معاینهای به عمل آورد تا علت این پدیده را بیابد. شمعی روشن را نزدیک چشمان او که کاملاً باز بودند گرفتند؛ حتی یک عضله چشمش تکان نخورد. سپس نبض و تنفس او را معاینه کرد و هیچ تنفسی مشاهده نشد. نتیجه این بود که او قانع شد که این پدیده را نمیتوان بر اساس اصول طبیعی یا علمی توضیح داد.» امضا: «اف. سی. کسل.»
GSAM 207دی. اچ. لامسون
GSAM 207.3شهادتنامههای زیر مربوط به آزمایشی است که در حالی که خانم وایت در حالت رؤیا بود انجام شد، در جلسهای که در خانهٔ کشیش جیمز وایت در خیابان مونرو، راچستر، نیویورک، در ۲۶ ژوئن ۱۸۵۴ برگزار شد:—
GSAM 207.4«من آن زمان هفده ساله بودم. گویی هنوز هم میتوانم آن فریادهای پرشور “ج-ل-ا-ل!” را که او سر داد، بشنوم. سپس او به آرامی به زمین فرو رفت، نه آنکه بیفتد، بلکه به نرمی نشست، و توسط یکی از حاضران در آغوش گرفته شد. دو پزشک وارد شدند، یک پیرمرد و یک مرد جوان. برادر وایت مشتاق بود که آنها خواهر وایت را به دقت معاینه کنند، و آنها نیز چنین کردند. یک آینه آوردند و یکی از آنها آن را بالای دهان او در حالی که صحبت میکرد گرفت؛ اما خیلی زود از این کار دست کشیدند و گفتند: “او نفس نمیکشد.” سپس در حالی که او صحبت میکرد، پهلوهایش را از نزدیک معاینه کردند تا نشانهای از تنفس عمیق بیابند، اما هیچ نشانهای نیافتند. هنگامی که این بخش از معاینه را به پایان رساندند، او در حالی که هنوز در رؤیا بود، به پا خاست، کتاب مقدسی را بالا گرفته بود و از آیهای به آیه دیگر ورق میزد و با دقت نقل میکرد، هرچند چشمانش به سمت بالا و دور از کتاب خیره شده بود.
GSAM 208.1«او منظر هفت بلای آخر را داشت. سپس پیروزی مقدسین را دید، و فریادهای پیروزی او را گویی همین حالا هم میشنوم. این حقایق را آزادانه گواهی میکنم.» امضا: «کشیش دی. اچ. لامسون، هیلزدیل، میشیگان، ۸ فوریه ۱۸۹۳.»
GSAM 208خانم دروسیلا لامسون
GSAM 208.2شهادتنامه دیگری در مورد همان معاینه پزشکی از خانم دروسیلا لامسون، بیوه پسرعموی کشیش لامسون و مدیر بانوان در سانیتاریوم کلیفتون اسپرینگز، نیویورک، ارائه شده است. او در مورد جلسه ۲۶ ژوئن ۱۸۵۴ میگوید:—
GSAM 208.3«من آن جلسه را به یاد میآورم که آزمایش انجام شد، یعنی برای آزمودن آنچه برادر وایت بارها گفته بود، که خواهر وایت هنگام رؤیا نفس نمیکشید، اما نمیتوانم نام پزشکی را که حضور داشت به یاد بیاورم.... حتماً دکتر فلمینگ بوده است، زیرا او پزشکی بود که گاهی برای مشورت فراخوانده میشد. با این حال، او اکنون فوت کرده است. میتوانم همینقدر بگویم که آزمایش انجام شد و هیچ نشانهای از نفس روی آینه دیده نشد.» امضا: «دروسیلا لامسون، کلیفتون اسپرینگز، نیویورک، ۹ مارس ۱۸۹۳.»
GSAM 208.4شهادت دیگری از شخصی که در آن واقعه حضور داشت:—
GSAM 208دیوید سیلی
GSAM 208.5«این گواهی را میدهم که شهادتنامههای فوقالذکر از دیوید لامسون و خانم دروسیلا لامسون را در مورد اظهارات پزشک هنگام معاینه خانم ای. جی. وایت در حالی که در رؤیا بود، در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۸۵۴، خواندهام. من در آن جلسه حضور داشتم و شاهد معاینه بودم. من با آنچه برادر و خواهر لامسون بیان کردهاند موافقم و میخواهم اضافه کنم که دکتر فلمینگ و یک دکتر جوانتر دیگر آن معاینه را انجام دادند. پس از آنکه خانم وایت به پا خاست، چنانکه آنها گفتهاند، در حالی که آیات کتاب مقدس را نقل میکرد، دکتر فلمینگ یک شمع روشن طلبید. او این شمع را تا حد امکان بدون آنکه بسوزد نزدیک لبهای او نگه داشت و در امتداد خط مستقیم نفس او قرار داد در صورتی که نفس میکشید. حتی کوچکترین تکان و جرقهای در شعله دیده نشد. سپس دکتر با تأکید گفت: “این موضوع را برای همیشه ثابت میکند، هیچ نفسی در بدن او نیست.”» امضا: «دیوید سیلی، فایت، آیووا، ۲۰ اوت ۱۸۹۷.»
GSAM 209آقا و خانم اِی. اف. فاولر
GSAM 209.1بیانیههای زیر مربوط به معاینه ای است که در حالی که خانم وایت در حالت رؤیا در تالار والدرون، هیلزدیل، میشیگان، در ماه فوریه ۱۸۵۷ بود، انجام شد. دکتر لرد، پزشکی از هیلزدیل با پنجاه سال سابقه طبابت، معاینه بسیار دقیقی انجام داد، که در مورد آن شهادتهای زیر را ارائه میدهم:—
GSAM 209.2«ما حضور داشتیم وقتی که (در فوریهٔ ۱۸۵۷) خواهر ای. جی. وایت در تالار والدرون، هیلزدیل، رؤیایی داشت. دکتر لرد معاینه کرد و گفت: “قلب او میتپد، اما نفس نمیکشد. زندگی هست، اما ریه عمل نمیکند؛ نمیتوانم برای این وضعیت توضیحی بدهم.”» امضا شده: «اِی. اف. فاولر، خانم اِی. اف. فاولر، هیلزدیل، میشیگان، ۱ ژانویه ۱۸۹۱.»
GSAM 209سی. اس. گلاور
GSAM 209.3در اینجا بیانیهٔ دیگری دربارهٔ همان رؤیا ارائه میشود:—
GSAM 209.4«من در آنجا حضور داشتم که خواهر وایت رؤیای مذکور را در تالار والدرون، هیلزدیل داشت. علاوه بر اظهارات فوق، شنیدم که دکتر گفت وضعیت خواهر وایت در هنگام رؤیا “فراتر از دانش او” بود. او همچنین گفت: “چیزی ماوراءالطبیعه در مورد آن وجود دارد.”» امضا: «سی. اس. گلاور، بتل کریک، میشیگان، ۱۹ ژانویه ۱۸۹۱.»
GSAM 209آقای و خانم کارپنتر
GSAM 209.5در اینجا سومین بیانیه دربارهٔ همین مورد آمده است:—
GSAM 209.6«این گواهی را میدهیم که ما در فوریهٔ ۱۸۵۷ در تالار والدرون در هیلزدیل، میشیگان، حضور داشتیم، زمانی که خانم ای. جی. وایت رؤیایی دید و در آن حالت توسط دکتر لرد معاینه شد و ما بیانیهٔ عمومی او را در مورد این قضیه، چنانکه در بالا توسط برادر و خواهر فاولر ارائه شده است، شنیدیم.» امضا شده: «دبلیو. آر. کارپنتر، الایزا کارپنتر، نوبلزویل، ایندیانا، ۳۰ اوت ۱۸۹۱.»
GSAM 210دی. تی. بورودو
GSAM 210.1توجه شما سپس به آزمونی جلب میشود که در حالی که خانم وایت در رؤیا بود در بکس بریج، شهرستان سنت لارنس، نیویورک، به عمل آمد:—
GSAM 210.2«۲۸ ژوئن ۱۸۵۷، من برای اولین بار خواهر الن جی. وایت را در حالت رؤیا دیدم. من به رؤیاها ایمان نداشتم؛ اما یک مورد از میان موارد دیگر که میتوانم ذکر کنم، مرا قانع کرد که رؤیاهای او از جانب خدا بود. برای اینکه مطمئن شوم آیا او نفس میکشد یا نه، ابتدا دستم را به اندازهای روی سینهاش گذاشتم که بفهمم تکانهای ریههایش بیش از حالتی نبود که گویی جسد بیجان است. سپس دستم را برداشتم و روی دهانش گذاشتم و سوراخهای بینیاش را بین انگشت شست و اشارهام گرفتم، طوری که برایش غیرممکن بود هوا را بیرون دهد یا داخل بکشد، حتی اگر میخواست این کار را انجام دهد. من حدود ده دقیقه او را به این حالت نگه داشتم، مدتی که در شرایط عادی برای خفگی کافی بود؛ اما او ذرهای تحت تأثیر این آزمون قرار نگرفت. از زمان مشاهده این پدیده شگفتانگیز، حتی یک بار هم به اصل الهی رؤیاهای او شک نکردهام.» امضا: «دی. تی. بورودو، بتل کریک، میشیگان، ۴ فوریه ۱۸۹۱.»
GSAM 210یک دکتر واسطهٔ ارواح در حال آزمایش رؤیا
GSAM 210.3من به یک معاینه پزشکی دیگر اشاره میکنم که در پارکویل، شهرستان سنت جوزف، میشیگان، در ۱۲ ژانویه ۱۸۶۱ شاهد آن بودم.
GSAM 210.4در پایان موعظهای که خانم وایت برای جمعیت زیادی که در تالار اجتماعات آدونتیست گرد آمده بودند ایراد کرد، برکت خدا به طرزی شگفتانگیز بر او نازل شد و در حالی که بر صندلی خود نشسته بود، در رؤیا فرو رفت. دکتر براون، مردی سالم و قویهیکل که واسطهٔ ارواح بود، در آنجا حضور داشت. او گفته بود که رؤیاهای او همان واسطهگری ارواح است و اگر او در یکی از آن رؤیاها حضور داشته باشد، میتواند در عرض یک دقیقه او را از آن حالت خارج کند. از کسانی که مایل بودند دعوت شد تا جلو بیایند و با معاینه، خود را از وضعیت او در حالت رؤیا مطمئن سازند. پزشک جلو آمد، اما پیش از آنکه نیمهراه معاینه را به پایان برساند، رنگش از ترس مثل گچ سفید شد و مانند برگ آسپن میلرزید. کشیش وایت گفت: «آیا دکتر وضعیت او را گزارش میکند؟» او پاسخ داد: «او نفس نمیکشد» و با سرعت به سمت در رفت. کسانی که کنار در بودند و از لافزنیهایش باخبر بودند، گفتند: «برگرد و همانطور که گفتی عمل کن؛ آن زن را از حالت رؤیایی خارج کن.» او در حالی که بسیار مضطرب بود، دستگیرهٔ در را گرفت، اما تا زمانی که کسانی که کنار در بودند نپرسیدند: «دکتر، چه شده؟»، اجازهٔ باز کردن در را نیافت. او پاسخ داد: «فقط خدا میداند؛ مرا از این خانه بیرون کنید.» و بیرون رفت.
GSAM 211.1واضح بود که روحی که او را به عنوان واسطه تحت تأثیر قرار میداد، در حضور قدرتی که خانم وایت را در رؤیا کنترل میکرد، آرام نبود، همانطور که دیو زدهها در روزهای منجی آرام نبودند، کسانی که پرسیدند: «مگر در اینجا آمدهای تا ما را قبل از وقت عذاب کنی؟»13
GSAM 211.2در این واقعه شباهتی با آنچه در تجربه دانیال نبی ثبت شده است، دیده میشود. هنگامی که او به واسطه روح خداوند به رؤیا رفت، کلدیانی که حضور داشتند—بتپرستانی که آن روح را نمیشناختند—به شدت هراسان شدند و «فرار کرده، خودرا پنهان کردند.»14
GSAM 211از دوشیزه هارمون خواسته شد تا رؤیاهایش را بازگو کند
GSAM 211.3حدود یک هفته پس از اولین رؤیایش، در جلسهای که در خانه پدرش برگزار شد، دوشیزه هارمون رؤیای دومی داشت که در آن به او دستور داده شد آنچه به او وحی شده بود را برای دیگران آشکار سازد. او در این فکر که چگونه میتواند فرمان خداوند را به جا آورد، در سرگردانی و سردرگمی شدیدی به سر میبرد. سلامتی او چنان ضعیف بود که در رنج جسمانی واقعی به سر میبرد و به نظر میرسید که تنها مدت کوتاهی برای زندگی دارد. او تنها هفده سال داشت، قد کوتاه و ضعیف بود، با جامعه بیگانه بود و به طور طبیعی آنقدر خجالتی و گوشهگیر بود که ملاقات با غریبهها برایش دردناک بود. او برای چندین روز و تا دیروقت شب با اصرار دعا کرد که این بار از دوش او برداشته شده و بر دوش کسی دیگر که توانای تحمل آن را دارد، گذاشته شود. اما نور وظیفه هرگز تغییر نکرد و کلمات فرشته پیوسته به گوش او میرسید: «آنچه را که به طور آشکار ساختم بدیگران اعلام کن.»
GSAM 212.1در این وضعیت پریشان ذهنی، دوشیزه هارمون در جلسهای دیگر که در خانه پدرش برگزار میشد شرکت کرد. در این جلسه، همه حاضران با هم برای او دعا کردند و بار دیگر او خود را وقف خداوند نمود و احساس کرد که مایل است برای جلال او به کار گرفته شود. در حین دعا، تاریکی شدیدی که او را فرا گرفته بود، پراکنده شد؛ و همانطور که بعداً گفت، نوری درخشان، مانند گوی آتشین، به سوی او آمد و هنگامی که بر او افتاد، قوتش گرفته شد و گویی در حضور عیسی و فرشتگان بود. بار دیگر تکرار شد: «آنچه که به تو آشکار شد به دیگران آشکار کن.» او گفت که با اصرار درخواست کرد تا اگر باید برود و آنچه را خداوند به او نشان داده بود بازگو کند، از خودبینی محفوظ بماند. سپس فرشتهای به او گفت که دعایش مستجاب شده است و اگر در خطر خودبزرگبینی قرار گیرد، به بیماری مبتلا خواهد شد. فرشته به او گفت: «اگر پیام را با وفاداری برسانید و تا پایان پایدار بمانید، از میوه درخت حیات خواهید خورد و از نهر آب حیات خواهید نوشید.»
GSAM 212بازدید دوشیزه هارمون از پولند، مین
GSAM 212.2به دوشیزه هارمون نشان داده شده بود که باید به پولند، مِین برود و رؤیای خود را بازگو کند. روز پس از این سومین رؤیا، برخلاف انتظار همه، شوهرخواهرش با کالسکه جلوی در خانه پدرش توقف کرد و پیشنهاد داد که او را به پولند ببرد. در آنجا او جلسهای برگزار کرد و در آن رؤیای خود را بازگو نمود. هیزن فوس،15 که ناامید بود، متقاعد نمیشد که در مراسم شرکت کند، اما با نزدیک کردن گوشش به در از بیرون، صدای او را در حین بازگو کردن رؤیایش شنید و گفت: «رؤیایی که او نقل کرد، به آنچه به من نشان داده شده بود، به اندازهای نزدیک است که دو نفر نمیتوانند یک چیز را بهتر از این توصیف کنند.» صبح روز بعد او به طور غیرمنتظرهای با دوشیزه هارمون ملاقات کرد و به او گفت: «در حمل این بار و در روایت شهادتهایی که خداوند به تو خواهد داد، وفادار باش، و از جانب خدا رها نخواهی شد.» به دیگران گفت: «او همان ابزاری است که خداوند این بار را بر دوش او نهاده است.» او قطعاً باید میدانست، زیرا آن شخص را در رؤیایی دیده بود که در آن به او گفته شده بود که بار از او «برداشته شده است».
GSAM 213.1از آن زمان، کار دوشیزه هارمون این بود که از مکانی به مکان دیگر در ایالات نیوانگلند میرفت و آنچه را به او نشان داده شده بود بازگو میکرد. در برخی موارد، در رؤیا به او گفته میشد که به کجا برود و همچنین با چه مشکلاتی مواجه خواهد شد. پیامهای او بهویژه سرزنشهایی برای کسانی بود که به سوی آموزهٔ ظهور روحانی مسیح گرایش پیدا میکردند و تشویق همه به پایبندی به تجربهٔ گذشته بود.
GSAM 213.2او درباره تجربهاش میگوید: «برخی کاملاً از کار دست کشیدند و همه کسانی را که دیدگاههایشان را در این مورد نمیپذیرفتند، از جماعت طرد کردند.... خداوند این خطاها را بمن در رویا آشکار نمود و مرا به سوی فرزندان گمراهاش فرستاد تا آنها را اعلام کنم؛ ولی بسیاری از آنان کلا پیام را رد نمودند و مرا مانند دنیاگرایان متهم نمودند. از طرفی دیگر ادونتیستهای صوری مرا به تعصب و کوته فکری متهم نمودند، و بهطور نادرست و از جانب برخی بهطرز شریرانه چنین معرفی شدم که گویی رهبر همان تعصبی هستم که در واقع برای ریشهکن ساختن آن تلاش میکردم.»16 دربارهٔ این موضوع در فصل بعدی بهطور کاملتر خواهیم آموخت.
Notes
- تثنیه ۴:۳۴، ۳۵. ↩
- مزمور ۱۰۶:۲۱، ۲۲. ↩
- افسسیان ۴:۸-۱۵. ↩
- مرقس ۱۶:۱۷، ۱۸. ↩
- اول قرنتیان ۱:۴-۸. ↩
- مکاشفه ۱۲:۱۷. ↩
- مکاشفه ۱۹:۱۰. ↩
- اول تسالونیکیان ۵:۵، ۱۹-۲۱. ↩
- برای بررسی کامل شهادت کتاب مقدس درباره دایمی بودن عطایای روحانی، به کتابچه Prophetic Gift in the Gospel Church مراجعه کنید؛ این کتابچه ۱۲۰ صفحهای را میتوانید از هر یک از مؤسسات نشر ما تهیه کنید. ↩
- همانطور که به هیزن فوس نشان داده شد. به فصل ۱۱ مراجعه کنید. ↩
- Early Writings، صص. ۱۴، ۱۵. ↩
- دانیال ۱۰:۸، ۱۷–۱۹. ↩
- متی ۸:۲۹. ↩
- دانیال ۱۰:۷. ↩
- به فصل ۱۱ مراجعه کنید. ↩
- Early Writings، ص. ۲۲. ↩